گیلاسش را بالا برد و گفت : به سلامتی عشق . گیلاسم را بلند نکردم . توی چشمانش زل زدم و گفتم : چرت تر از این نبود که بگی !! حداقل یه چیزی بگو که همه سلامتیش را بخوایم . توی چشمانم زل زد و گفت : به سلامتی ..... . گیلاس هایمان را بالا بردیم و به هم زدیم و نوشیدیم ، بدون این که فهمیده باشیم به سلامتی چه می نوشیم .